الشيخ محمد الصادقي الطهراني

231

ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)

جز آنكه اين هفت آسمان از جهت اختلاف عمدهء عنصرى كه ميان آنها حكم فرما است ، هفت آسمان ناميده شده ، و در صورتى كه اين هفت جو يكنواخت و يك جنس باشند - بخشيابى آنها بهفت عدد - نام هفت آسمان بر آنها نهادن وجهى ندارد ، سپس در جنب اين اختلافات اصلى عنصرى ، اختلافات جنسى و چهره‌هاى گوناگون بخشهاى مختلف هر يك به چيزى محسوب نيست . مانند هفت كشور كه : در عين اختلاف زبان و عادت و آب و هوا و . . در اجزاء و قسمتهاى هر يك نسبت به خود - به علت اختلاف سلطنت و قانون و . . بهفت كشور تقسيم يافته است . و اللّه اعلم . گرچه ما پيرامون اختلاف و عدم اختلاف هفت آسمان - و جنس هر يك از آنها فعلا نظرى قاطع و خالى از ترديد نداريم ، ولى چيزى كه بهيچوجه قابل ترديد نيست ، عدد هفت مىباشد كه بدون كم و زياد طبقات آسمانها در انحصار اين تعداد است . اشكال : از آيهء : وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُوراً [ نوح 16 ] چنان مينمايد كه « ماه » اين كرهء بسيار كوچك ، روشنى بخش و نور تمامى هفت آسمانست ! آيا چراغى بزرگتر و روشنتر از اين شمع ريز و ناچيز در هفت جو پهناور آسمان وجود ندارد ؟ . وانگهى از آيات مربوطه بجايگاه ستارگان دانستيم كه تمامى ستارگانى كه به چشم ميخورند در آسمان اول جاى دارند ، و ما ميدانيم ماه نزديكترين كرات آسمانى به زمين است ( 38500 كيلومتر ) پس چگونه وسعت و زينت و نور اين ستارهء كوچك و جولانگاهش بر هفت آسمانست ؟ اما ستارگانيكه أحيانا ميليونها سال نورى با ما فاصله دارند ، و نور برخى از آنها صدها برابر خورشيد است ، چنان موقعيتى ندارند ! ! .